سبد خرید0

2sale

وقتی کودکان وارد سومین سال زندگی می شوند، تعدادی از ویژگی های رشد به طور مستقیم بر کیفیت بازی آنها اثر می گذارند.

در زمینه ی رشد حسی و حرکتی، کودک دو ساله می تواند به آسانی این طرف و آن طرف برود. آنها نه تنها می توانند راه بروند و بدوند، بلکه همچنین می توانند به آسانی از پله ها بالا و پایین بروند. افزون بر این، آنها می توانند با پازل های ساده که قطعه های بزرگی دارند، کار کنند و مهره ها را به نخ بکشند و گل یا خمیر بازی را دستکاری کنند.

با وجود این، آنها هنوز تا اندازه ای در زمینه رشد مهارت های حرکتی ظریف، محدودیت دارند؛ نظیر مهارت هایی که برای بریدن، چسباندن، یا استفاده از مداد یا قلم موی نقاشی مورد نیاز هستند. فعالیت های بازی مربوط به عضله های بزرگ، به طور قطع ترجیح داده می شوند.

کودک دو ساله بسیار به کاوش حسی علاقه مند است، حس کردن وسایل بازی مانند رنگ ها، گِل رس، یا ماسه برای یک کودک دو ساله بسیار مهمتر از تولید فرآورده های احتمالی است.

از این گذشته کودکان دو ساله استفاده از زبان را به طور موثر شروع می کنند. برای مثال، آنها در بیست و یک تا بیست و چهار ماهگی دو کلمه را در یک عبارت ترکیب می کنند (مانند: «شیر می خوام»، «ماشین هل») و اگر بزرگترها نفهمند که آنها چه می گویند، خیلی زود دچار ناکامی می شوند. در هجده ماهگی آنها چنین ناکامی را نشان نمی دادند. در طی سومین سال زندگی معمولاً با جمله های ساده ی سه کلمه ای صحبت می کنند و گنجینه ی واژگان آنان به طور شگفت انگیزی افزایش می یابد. آنها می توانند اسم خود را به شما بگویند و اینکه دختر یا پسر هستند. آنها صد در صد دوست دارند که دیگران منظور آنان را بفهمند.

افزایش مهارت زبانی کودک دوساله بدون تردید اثر مثبتی بر رشد اجتماعی او دارد، زیرا این امر برقراری ارتباط را کارآمدتر می سازد. کودک خردسال دو ساله احتمال دارد به بزرگسالان و سایر کودکان مهر بورزد و به طور کلی کارهایی انجام دهد تا دیگران را خشنود سازد. به دلیل توانایی بیشتر در برقراری ارتباط، آنها احتمالاً بیشتر از کودکان خردسال تر تلاش می کنند تا با همسالان به بازی جمعی بپردازند. با وجود این تماس اجتماعی میان کودکان دو ساله، مختصر و زودگذر است. آنها از بودن در کنار دیگر کودکان لذت می برند، اما با این حال هنوز توانایی انها برای مشارکت و همکاری بسیار محدود است.

کودکان دو ساله پرتوان، سختکوش و پر از شور و شوق هستند. آنان در مرحله ای قرار دارند که به شدت به نشان دادن استقلال نیازمندند؛ یعنی نشان دادن اینکه می توانند کارهای خودر را انجام دهند. آنچه در نظریه اریک اریکسون، روان تحلیل گر از آن به عنوان خودمختاری در برابر شک و تردید یاد می شود. در نتیجه کودکان در این سن به مراقبان خود می گویند: «من خودم هستم. من جدا و متفاوت از تو هستم». توانایی نشان دادن کنترل بر بدن خودشان از اهمیت برخوردار است و کودکان دو ساله از موفقیت در انجام مهارت های جسمانی مانند بالا رفتن از طناب در باشگاه ورزشی، روشن و خاموش کردن یک لامپ، سر خوردن از یک سرسره یا رشد کنترل ادراد یا مدفوع سرشار از غرور می شوند.

نیاز کودکان دو ساله برای نشان دادن استفلال خود، می تواند به صورت لجاجت، انعطاف ناپذیری و منفی کاری آشکار شود. معمولاً نسبت به هر گونه سازشی بی میل هستند. برای مثال والدین اظهار می کنند که کودک دو ساله آنها دوست دارد یک داستان را بارها و بارها و درست به همان شیوه ی قبلی برایش بخوانند. اگر یک صفحه از داستان خوانده نشود و یا اگر خواننده هر نوع تغییری به وجود بیاورد، کودک ممکن است با صدای بلند اعتراض کند. یکی دیگر از شکایت هایی که بارها از سوی والدین مطرح می شود این است که کودکان در این سن، از رعایت کردن اصولی که به آنان گفته می شود، سر باز می زنند. اگر به آنها گفته شود که بیرون باشند، می خواهند داخل شوند و اگر به آنان گفته شود که به داخل خانه بیایند، اصرار دارند که بیرون بمانند. این گونه نگرش های منفی لزوماً نشانگر ابتلای آنان به بزهکاری در نوجوانی نیست، بلکه این امر نشان دهنده نیاز شدید کودکان دوساله به خودمختاری است.

منبع: کتاب کودکان، بازی و رشد -انتشارات رشد